شمارهٔ ۹۲ - درس عشق
روز اول که دل به تو دادمداغ عشقت به سینه بنهادم
من که صید کسی نمی گشتمترک چشم تو گشت صیادم
تا دلم چشم می پرست تو دیدمی پرستی برفت از یادم
تا به کی از غمت کنم فریادآه اگر نشوی تو فریادم
گر به تیغم زنی تو، خرسندمور عتابم کنی تو، دل شادم
تو چو لیلی و من چو مجنونمتو چو شیرین و من چو فرهادم
به جز از درس عشق در مکتبدرس دیگر نداد استادم
نروی لحظه ای مرا از یادتو نه یک لحظه می کنی یادم
گویی از مادر ای پری زاده!من بیدل به عشق تو زادم
فیض روح القدس اگر نکنددر بلاهای عشقت امدادم
کی توانم که بار عشق کشمگر بود تن ز سنگ و پولادم
قسمتم غیر رنج و محنت نیستتا در این دار محنت آبادم
«ترکیا» در صف جزا چه کنم؟نرسد گر علی به فریادم