گنج

شمارهٔ ۵ - آب بقا

۷ بیت
ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!ای خطت چون ظلمات و دهنت آب بقا!
سرو اگر دم زند از راست قدی پیش قدتچون قدت را نگرد می شود از شرم دو تا
این نه خود رای صواب است خطاییست بزرگکه دهم نسبت زلفین تو با مشک خطا
ترک چشمت به کفش خنجر مژگان از چیستبا من بی سر و پا بر سر جنگ است چرا؟
به دعا خواسته ام تا که مرا یار شویاز پی وصل تو تجدید کنم باز دعا
نه مرا طاقت این تا که ببوسم دهنتنه تو را عادت آن تا که کنی بوسه عطا
دوستی کردن «ترکی» به تو کاری عجب استحاصلی نیست در این کار بجز رنج و عنا