گنج

شمارهٔ ۴۷ - جای دلبر

۷ بیت
باشد به سرم هوای دلبرجان چیست کنم فدای دلبر
از چشم، عزیزتر ندارمدر چشم من است جای دلبر
بیگانه ز جمله ماسوی شدهرکس که شد آشنای دلبر
سروی نبود به هیچ بستانچون قامت دل ربای دلبر
سرچشمهٔ آب زندگانی استلعل لب جان فزای دلبر
خوبان جهان که شاه حسنندهستند کمین گدای دلبر
کی دست دهد وصال، «ترکی»تا سر بنهم به پای دلبر