گنج

شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهان

۱۰ بیت
هزار مرتبه گفتی که از غمم برهانیدر انتظار نشاندی مرا به چرب زبانی
خطا نمودم از اول، که دل به عشق تو بستمخطایم این که منم سال خورده و تو جوانی
کس این جمال ندارد، مگر تو حور بهشتی؟کس این خرام ندارد، مگر تو سرو روانی
ز جنس آدمیان کس ندارد این قد و قامتتو سرو قد ملکی، یا ز فرقهٔ پریانی
اگر ملک نه ای از چیست با بشر ننشینی؟وگر پری نه ای از چشم من چرا تو نهانی؟
رخت بهشت و، قدت طوبی و، دهان تو کوثرز فرق تا به قدم دلبرا! بهشت جهانی
سری به صحبت بیچارگان فرود نیاریمگر ز نسل سلاطینی و شهی ز شهانی
ز بس که تند گذر می کنی تو از نظر منعجب نباشد اگر گویمت که برق یمانی
ز تیر غمزهٔ تو جان کجا برم به سلامتز بس که سست وفایی، ز بس که سخت کمانی
ز آستان تو «ترکی» گمان مکن که کشد پاگرش به لطف بخوانی، ورش به قهر برآنی