گنج

شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشق

۱۱ بیت
رویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابیمویی چگونه مویی، صد نافه مشک نابی
ابرو کمان رستم، گیسو کمند سهرابمژگان ز دل نشینی تیر فراسیابی
رخسارت از سپیدی، مانند سینهٔ بازگیسویت از سیاهی، همچون پر غرابی
از خط و خال گیسو، مطلوب خاص و عامیوز قد و چشم و ابرو، محبوب شیخ و شابی
در لعل آبدارت، آب بقاست پنهاندریاب تشنگان را گر می کنی ثوابی
ای پادشاه خوبان! با من چرا چنینیدر پاسخ سؤالم کی می دهی جوابی؟
زین بیش می نمودی، با من عتاب و نازیو اینک نمی نمایی نه ناز و نه عتابی
مست است ترک چشمت، خنجر به کف ز مژگانتا فتنه ای نسازد کی می رود به خوابی؟
گر در حضور هستی، ور در غیاب هستیچون جسم در حضوری، چون روح در غیابی
چندی ست کز فراغت، شب ها ز غصه تا صبحخوابم نرفته در چشم، چشمم ندیده خوابی
«ترکی» ز منزل عشق، منزل مکن فراتربا عشق همسفر باش، تا کام دل بیابی