شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتار
پیش از این ای صنم! آزار من زار مدهبه من زار، از این بیش تو آزار مده
هست در زلف تو چون صید گرفتار، دلمبیش از این زحمت این صید گرفتار مده
ترک چشم تو که خون ریز و ستمکار بوددل ما را تو به آن ترک ستمکار مده
مست چون راه رود تکیه به دیوار دهدتو اگر مست نه ای تکیه به دیوار مده
ای طبیب! از من بیمار چه خواهی شب و روز؟روز و شب زحمت این خستهٔ بیمار مده
درد عشق است و دوایش نبود غیر وصالقصد تجویز مکن، شربت دینار مده
پیش از این «ترکی» اگر دل به نکویان دادیگر پشیمانی از این کار، دگر بار مده