شمارهٔ ۹۱
حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیستروضه رضوان من غیر از سر کوی تو نیست!
از طواف کعبه و دیر و حرم ما را چه حظ؟!مسجد و محراب من غیر از سر کوی تو نیست!
یک دمی آسوده نبود این دل مجروح منلحظهای خالی ز سودای تکاپوی تو نیست!
آب و تاب سنبل زلف بتان دیدم ولیپیچ و تاب طره مرغوله موی تو نیست!
با نگاهی خانه دل را منور میکنیوه که کحل دوستی در چشم جادوی تو نیست!
چشم عبرت را کشادم با تماشای چمنقامت شمشاد همچون قد دلجوی تو نیست!
دیدهام امروز یکیک شاعران روزگارشاعری چون طغرل زار و دعاگوی تو نیست!