گنج

شمارهٔ ۸۰

دلبرم پُر پُرجفا افتاده استدور ز آیین وفا افتاده است
بر دلم از ناوک بی‌باک اوصد هزاران زخم‌ها افتاده است
در ره عشقش چو من بسیار کساز گرفتاری ز پا افتاده است
در هوای وصلش از دور الستبر سرم این ماجرا افتاده است
زاهدا از قسمت روز ازلمغ مرا مسجد تو را افتاده است!
قرعه دریاکشی با نام مناز خط کلک قضا افتاده است
طغرل از زیر و بم اشعار توساز مضمون در صدا افتاده است