شمارهٔ ۶۳
حیا پیراهن اندام ناز استتغافل پرده قانون راز است
ببین زیر و بم تار محبتبه مضراب خموشی نغمه ساز است!
به دشنامی رقیبان را نوازدعجب شوخی که او دشمننواز است!
نمیآید برای پرسش منبه راه انتظارش دید باز است
ازآن قلقل مینا را شنیدمدلم وقت قیامش در نماز است!
به صبح وصل دارم انتظاریشب هجران عجب دور و دراز است!
به کف آسان نیاید دامن وصلبسی در راه او شیب و فراز است
در خامی کشا تا پخته گردیکلید قفل تحقیقش مجاز است!
معانی صید شد طغرل ز شاهینکه صید چنگلش عنقا نه باز است!