گنج

شمارهٔ ۶۲

تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز استآهنگ نوایت همه از پرده ناز است
جز آهن غم کی بود اسباب فتوحتدر قفل حقیقت که کلیدش ز مجاز است!
دشمن بود ای دوست به هر کس نتوان گفتاسرار غم عشق که بی‌محرم راز است!
ره نیست به گرد حرم یار کسی رادر بادیه عشق بسی شیب و فراز است
هرکس کند از مشرب خود پیش تو اظهارساغر به تماشا و صراحی به نماز است
کوتاه نمود از همه سودای جهانمزلف تو که سرمایه یک عمر دراز است
عکس تو که چون شوخی پرواز کبوترمانند نگه جلوه‌گر دیده باز است
طغرل چه خوش است معنی این مصرع حافظرخساره محمود کف پای ایاز است!