گنج

شمارهٔ ۵۰

اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشببود لوح خیال ابروی او در کنار امشب
نیم آسوده شوقش دمی از اضطراب دلپر پروانه دارد دود شمع انتظار امشب
اگر چندی که بودم دوش مست باده وصلشولی دارد سرم از هجر او رنج خمار امشب
به یک نظاره از شرع محبت داد این فتوافقیه عشق اندر حرمت بوس و کنار امشب
به کف از سبحه اینجا مطلبت حاصل نمی‌گرددز اشک چشم تر کن دانه روز شمار امشب
چمن از نکهت باد بهار امروز خرم شدحدیث وصف گل بشنو به گلشن از هزار امشب
اگر خواهی درستی نام خود از خاتم عشرتشکن بر رغم سنبل طره گیسوی یار امشب!
بیا ای دل که آمد یار سوی کلبه طغرلحصول دین و دنیا می‌توانی کن نثار امشب!