گنج

شمارهٔ ۴۲

ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌هامرا سرمشق حیرانیست اکنون موی چینی‌ها
توان در مزرع باغ جهان گل از ادب چیدنکه صد خرمن نمایی حاصل ازین خوشه‌چینی‌ها
مرادی کی بود غیر از تسلی‌بخش آرامشنباشد بهره لیلی را ازین محمل‌نشینی‌ها!
ز شرم آن که فردا محرم مهر بتان باشیبه شبنم غوطه زن امروز از خجلت جبینی‌ها
بلند افتاده از نااعتباری اعتبار منکه از نامم عرق گل می‌کند از بی‌نگینی‌ها
دمی ز اندیشه دل در پی صید معانی شواگر باشد رسا فکر تو در معنی کمینی‌ها
کنون جنس قماش خویش را طغرل به عرض آرممرادی کی شود حاصل ازین خلوت‌گزینی‌ها؟!