شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخارایی
آن روز وعده تو سرآمد نیامدینخل امید با ثمر آمد نیامدی
در انتظار وعدهات اندر ره بخارامد نگه ز دیده برآمد نیامدی
گفتی که میروم به سمرقند نزد توبالله محل نیشکر آمد نیامدی
بهر نثار مقدمت ای گلشن سخنجان از تن فسرده برآمد نیامدی
با طغرل از نوید تو عنقا پیام دادبا گوشم از وی این خبر آمد نیامدی