گنج

شمارهٔ ۲۸۹

یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتیبا کف از میخانه الطاف جامی داشتی!
از بهار عارضت نظاره‌ام می‌چید گلچون نگه در خانه چشمم مقامی داشتی
انجمن‌آرای بزم ما حدیث وصل بودحیف گفتاری که زان شکر به کامی داشتی!
از طریق و شیوه عهد و وفا گشتی برونبا مروت بین خوبان گرچه نامی داشتی
مژده و پیغام قاصد بود انفاس مسیحاز لب جان‌بخش با ما گر پیامی داشتی!
خاص بود مر عام را و عام بود مر خاص رااز نوازش‌ها که لطف خاص و عامی داشتی
کلبه ما طغرل از خورشید پرتو می‌زندسوی این کاشانه گویا سیر بامی داشتی!