گنج

شمارهٔ ۲۸۸

ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!وی دشمن ایمان من از دوستان کیستی؟
تیری زده بر جان من مژگان ناوک‌افکنتای ترک تیرانداز من ابروکمان کیستی؟!
سرو قدت اندر چمن بشکست قدر نارونای عرعر طوبی‌شکن سرو روان کیستی؟!
من طوطی‌ام شکرشکن هندوستانم زلف توبا خال هندوی لبت هندوستان کیستی؟!
از لعل می‌آرد برون گوهر بدخشان لبتای صد بدخشان در لبت تو خود ز کان کیستی؟!
نالیدم از شب تا سحر بشنیدی افغان مرایک ره نگفتی ای صنم کاندر فغان کیستی؟!
جان مرا بی‌روی تو آرام نبود در بدنبهر خدا با من بگو آرام جان کیستی؟!
دیریست با فکر رسا صید معانی می‌کنیای طغرل اوج سخن از آشیان کیستی؟!