شمارهٔ ۲۷۱
ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کندر مشامم از شمیم طرهات ترویح کن
ای کمانابرو به تیر غمزه افکندی مراصید خود مگذار با غیر و نکو تشریح کن
همچو من امروز هرکس لاف عشقت میزندنسخه لوح دل عشاق را تصحیح کن
دل به عقد زلف مشکینش اگر خواهی گرواین معما را به نام آن پری تشویح کن
گر تو را باشد تمنای هوای عشق اورو عیار خویش را از مدعا تنقیح کن
مشکلات درس عشق یار میخوانی همیاصل مقصد را ز استاد جنون توضیح کن
صبح مطلب آرزو داری مگر از وصل او؟!شام هجران را شمار دانه تسبیح کن!
ای که خواهی آبروی دین و دنیا یافتنجز سلوک عشق دیگر شیوه را تصریح کن
گر نمیخواهی که گردد شهره نامت بلندبکر معنی را به داماد سخن تنقیح کن
گرچه نبود بر درت عشاق در سلک سگانطغرل آشفته را از دیگران ترجیح کن