گنج

شمارهٔ ۲۱۶

اگر خرامی به سوی چمن بدین نیرنگبه پیش روی تو گل می‌رود ز رنگ به رنگ
به صید شیردلان جهان به صیادیغزال چشم تو هر دم کند کمین پلنگ
به یاد آن قد موزون فتاده‌ام از پانشان تیر من آمد کمان‌خانه چنگ
به غیر ساز فراقت که آورد دیگرنوای نغمه عشاق را بدین آهنگ؟!
به باغ حسن ز خوبان چه سرو ممتازیسوی تو نسبت خوبان بود تخیل بنگ
طریق مدح تو من آنقدر نمودم طیشدم به صفحه آفاق همچو مصرع لنگ
دلت چو قطعه سنگ است که آتشین‌خوییکه نیست مسکن آتش به غیر سینه سنگ
شکست رونق بازار نقش تصویرتنگارخانه چینی و کارگاه فرنگ
به نزد محنت روز فراق یار مرابرابر است دم اژدها و کام نهنگ
خوشا ز مصرع دریای معرفت طغرلحباب بست نفس بس که دید قافیه تنگ