گنج

شمارهٔ ۲۰۹

بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغاز زبان شعله عرض مدعا دارد چراغ
حیرتی دارم که دائم نانش اندر روغن استناله و فریاد هر ساعت چرا دارد چراغ؟!
بهر دفع لشکر ظلمت کنون شب تا سحراز پر پروانه از آتش لوا دارد چراغ
در محیط آتش غم کشتی امید اوکی به جز پروانه فکر ناخدا دارد چراغ؟!
طغرل این اسرار مخفی نیک روشن شد مراکش ازین بی‌طاقتی یک مدعا دارد چراغ!