شمارهٔ ۲۰۷
هر کس که دارد یک دلبر فیضمحوست گویا در منظر فیض
در هر دو عالم هرگز نمیریگر کُشته گردی از خنجر فیض!
در ظلمت غم میکن تحملباشد که یابی روشنگر فیض!
صد دل شهودش باشد به دعواهرکس که دارد یک محضر فیض
بی صبح یک دم هرگز نبینیبر فرق خورشید این افسر فیض
کلک ادب را بر صفحه دلبنمای راهی از مِستَر فیض!
غافل چه باشی محبوب مطلوبدر خواب نازست بر بستر فیض!
خوش میتوانی کردن دماغتتا بو که یابی از عنبر فیض!
آیینهسان شو از صافی دلگیری جهانی از جوهر فیض!
ضایع مگردان، هرگز نرویددر هر زمینی سوسنبر فیض!
مانند طوطی در کام طغرلهرگز نباشد جز شکر فیض!