گنج

شمارهٔ ۲۰۶

بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!از صدای نغمه بلبل به گوش کر چه حظ؟!
فرش مجنون کسوت خاک در لیلی بودگر نه منظورش بود لیلی ز خاک در چه حظ؟!
فکر عقبا کن بود شمع دلیل راحتتاهرمن را جز ندامت از صف محشر چه حظ؟!
کوهکن از عشق شیرین جان شیرین می‌کندجز صدای تیشه اندر گوش او دیگر چه حظ؟!
دم به دم گردد ز خونم جوهر تیغش فزونخون نباشد تیغ را از جلوه جوهر چه حظ؟!
ای که تاج سلطنت داری عدالت پیشه کنگر سلوک عدل نبود شاه را زافسر چه حظ؟!
تخم حنظل گر بود در نبض امراضت دوادر مذاقت ز التیام مرهم شکر چه حظ؟!
بستر ناز است فرش چشم بیمارش ولیپهلوی بیمار را از راحت بستر چه حظ؟!
صفحه دل را تو مستر زن برای مدعابی‌سواد مدعا با صفحه از مستر چه حظ؟!
خشک‌مغزان را ز فیض دیده تر بهره نیستگر نباشد ابر دل طغرل ز خشک و تر چه حظ؟!