شمارهٔ ۲۰۵
گر نهای بلبل تو را از صحبت گلها چه حظ؟!نیستی مجنون تو را از محنت لیلا چه حظ؟!
غوطه در بحر خجالت زن گهر میبایدتمرغ خاکی را ز موج صافی دریا چه حظ؟!
آرزوی وصل از اوهام کی گردد تمام؟!گر نباشد باده با مخمور از مینا چه حظ؟!
صحبت روشندلان هر جا نمیبخشد اثرسنگ را از تابش مهر جهانآرا چه حظ؟!
نیست امکان سخن با یار بی تمهید جهدگر نهای موسی تو را از طور و از سینا چه حظ؟!
دیده دل صاف کن از تهمت کوری براکز فروغ سرمه اندر چشم نابینا چه حظ؟!
گر نهای عاشق مرو در دامن دشت جنونداغ نبود در دلت از لالهٔ حمرا چه حظ؟!
تا توانی ساز اصلاح مزاج خود ولیدر دماغ فاسدت از عنبر سارا چه حظ؟!
زینهار از حاصل دنیا مرادی پیشه کنحاصلی گر نیستت از حاصل دنیا چه حظ؟!
خود طبیب خود شو و بیماری خود کن دواقابل صحبت نهای از بوعلی سینا چه حظ؟!
مقصد از جنت مرا طغرل بود دیدار اوگرنه دیدارش بود از جنت المأوا چه حظ؟!