شمارهٔ ۱۴۱ - احمدجان
ارغوان در پیش رخسار تو بیرنگی کندغنچه از خندیدن لعل تو دلتنگی کند
حسن یوسف را اگر پروین برای امتحانبا ترازو برکشد کی با تو همسنگی کند؟!
مانی چین گر ببیند چین ابروی تو رادر تتبعخانه چین نقش ارژنگی کند
در طریق مدح تو در ساحت دشت ورقرایض کلک من از پا افتد و لنگی کند
جامهای با قامتت گر از سخن دوزم ولیصد قبای ناز اندر قامتت تنگی کند!
ای گل باغ لطافت از کدامین گلبنی؟!هرکه رخسار تو بیند بلبلآهنگی کند!
نسبت خورشید با روی تو باشد همچنینآن تصورها که افیون بر سر بنگی کند!