گنج

شمارهٔ ۱۲۶

ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شدیوسف از شرم جمال او به زیر چاه شد
جام می بی‌یاد لعل او نصیب من مبادهمدم بزمم اگر چندی که مهر و ماه شد!
تار گیسوی کمندش گشت دام مرغ دلدانه خال سیاهش تا مرا دلخواه شد
کی امان یابد ز تیر ناوک دلسوز اوسینه آن کس که محنت‌سنج این درگاه شد؟!
از هلال ابرویش شرمنده گردد ماه نووز صفای عارضش خورشید رنگ کاه شد
باج خوبی را ز خوبان جهان گیرد رواستبس که نام او به خوبی در همه افواه شد
در ازل کلک قضا تصویر رویش می‌کشیدبلبل روح من از بوی گلش آگاه شد
این معما حل کند هر کس بدو طغرل غلامدر بیابان توشح مطلبم همراه شد