شمارهٔ ۱۰۱
گرچه در میخانه بر لب خندهها دارد قدحچشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح
در جهان صد شور از یک جام تقسیم ازلهیچ میدانی که اندر دل چهها دارد قدح؟!
در سلوک عشق اندر عشرتآباد جهانکی به جز پیر صراحی مقتدا دارد قدح؟!
بس که سر تا پای دنیا دامگاه آفت استبر شکست رنگ عشرت مومیا دارد قدح
چون خمار باده هردم درگه افتادگیاز خیال قامت مینا عصا دارد قدح
دم به دم دست دعا بگشاده در بزم ادبیک تواضع از صراحی التجا دارد قدح
پیش مینای طرب با ساز قلقل هر نفساز زبان باده عرض مدعا دارد قدح
روز و شب طغرل مثال چنگ با قد نگوناز برای دختر رز نالهها دارد قدح