گنج

شمارهٔ ۵۰۳

۴ بیت
با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتممه چو سر زد، سخن از پرتو آن رو گفتم
بی حجابانه مبادا که به پایت افتد«مگذار آینه را بر سر زانو» گفتم
سرمه را تیره شب اختر چشمت خواندموسمه را ابر سیاه مه ابرو گفتم
همچو من تا نشود دورنشین بت خودسبب سوختن خویش به هندو گفتم