شمارهٔ ۹۷
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ادش۶ بیت
چه دامست این که هر مرغی که میگردد گرفتارشنمیآید به خاطر پر گشودنهای گلزارش
عجب نبود ز خاکش تا قیامت بوی خون آیدبیابانی که آب از دیده من میخورد خارش
ندارد آگهی از محنت شبهای مهجورانکسی کو شب به راحت خفته باشد در بر یارش
مگیر از ساقی دوران قدح گر زندگی خواهیکه از زهر جفا لبریز باشد جام سرشارش
درین بستان بود طبع من آن طوطی که میریزدبه جای شهد زهر و جای شکر خون منقارش
طبیب از دولت وصل تو کامش کی شود حاصلهمان بهتر که باشد با غم هجری سرو کارش