شمارهٔ ۵۰
به من از ناز نگاهش نگریدنگه گاه به گاهش نگرید
رخ او چون گل و خطش چو گیاهگل این باغ و گیاهش نگرید
لشکر انگیخته عشقم از اشکدشتپیمای سپاهش نگرید
از ره آتش نفسی میآیدشعلهٔ آتش و آهش نگرید
به هلالی چه گشایید نظر؟شکن طرف کلاهش نگرید
سر عشاق بسی بر سر همریخته بر سر راهش نگرید
همه دم گرم فغان است طبیباثر ناله و آهش نگرید