شمارهٔ ۱۹
گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیستشُکْرُلِلَّه، از گریبان، دستِ ما، کوتاه نیست
بیقرارِ عشق را از مِحْنَتِ هجران، چه باک؟سیل را اندیشه از پست و بلندِ راه نیست
میکند دلجوییِ احبابِ ما را بیحضوروقتِ آنکس خوش که از حالش، کسی، آگاه نیست
گاه میگریم ز هِجْر و گاه مینالم ز عشقحاصلِ شمعِ وجودم، غیر اشک و آه نیست
در سراغش، خضر ما، آوارگی باشد «طبیب»چون جَرَس، چشم از پیِ منزل، مرا در راه نیست