گنج

شمارهٔ ۱۲۷

قافیه: اران۵ بیت
غافل مشو از حال من بی‌سروسامانمن با تو چنانم که به ابسال سلامان
اندیشه کن از خون من خسته مباداآلوده به خونم شودت گوشه دامان
عشاق به فرمان بتان چند نباشندهمواره به فرمان شهانند غلامان
عارض بودت ماه ولی ماه دو هفتهقامت بودت سرو ولی سرو خرامان
خاموش طبیب از سخن عشق به اغیاراسرار حقیقت نتوان گفت به خامان