شمارهٔ ۱۲۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انبفروشم۴ بیت
حکایتها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکمکنون تا زندهام بینی بگو با جان غمناکم
به راهت ای شکارافکن منم آن ناتوان صیدیکه خونم را بحل سازم اگر بندی به فتراکم
مبادا غافلم دانی که من از حسرت عشقتنه از هجر تو غمگینم نه از وصلت طربناکم
نمیدانم که در این سرزمین آسوده است ؟ امّا،همیدانم که هردم میرسد فیضی ازین خاکم