شمارهٔ ۱۲۰
آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منموانکه حیران تو بیش از دگرانست منم
آنکه از کوی تو ای خانه برانداز امیدبسته رخت سفر و دلنگرانست منم
نقد جان می دهم و جنس وفا می طلبمآن خریدار متاعی که گرانست منم
میگساران همه از جای، سبک برجستندآن سیه بخت که در خواب گرانست منم
عاشقان تو همه نام و نشانی دارندآنکه در کوی تو بینام و نشانست منم
پایه قرب مرا بین که بخلوتگه یارآنکه او محرم هر راز نهانست منم
با تو پیمان وفا غیر بسی بست و شکستآنکه در عهده وفای تو همانست منم
رهرو عشق بسی هست طبیبا، لیکنآنکه در مرحله از گرم روانست، منم