گنج

شمارهٔ ۱۱۹

قافیه: انستمنم۸ بیت
چه خونها در دل ایام کردیمکه صبحی را بمستی شام کردیم
چه می بود آن، که تا در جام کردیموداع ننگ و ترک نام کردیم
مسلمانان درین مدت چرا گوشبحرف زاهد خود کام کردیم
شکایت نیست ما را هیچ از غیرکه ما خود خویش را بدنام کردیم
هزاران شکر کز دلهای غمناکغمی در یوزه دردی وام کردیم
بمرغان اسیر از ما بشارتکه طرح آشیان در دام کردیم
از آن از دیده خوبان فتادیمکه در پاس وفا ابرام کردیم
طبیب از ما که می‌گوید به مستانکه ما عهد نوی با جام کردیم