شمارهٔ ۱۰۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اننزدیک۶ بیت
زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیفنازده بر سینهام زخم دگر، بگذشت حیف
کشتی ما را که عمری بود جویای نهنگبر کنار افکند موج و از خطر بگذشت حیف
گفتم از باغ تو چینم میوهای، تا در گشودباغبان بر روی من وقت ثمر بگذشت حیف
کار خود را چاره از آه سحر جویند خلقچاره کار من از آه سحر بگذشت حیف
از هجوم خار در گلشن ز بس جا تنگ گشتعندلیب از وصل گل با چشم تر بگذشت حیف
بعد عمری از پی پرسش طبیب خسته راگرچه یار آمد به سر، زآن پیشتر بگذشت حیف