گنج

شمارهٔ ۸ - لعبت بدیع

۱۰ بیت
ای سرو رسته از طرف جویبار بربر سرو و ماه سلسله مشکبار بر
ای لعبت بدیع و نگار بدیع چینبر صورت تو فتنه بچین در نگار بر
جائی که گل رخت بود ایماه کی خردگلبرگ تازه را بدل خار خار بر
فصل بهار گشت برون آی سوی باغوز باغ باز خانه دل بی غبار بر
بنگر که فر باغ گلست ای نگار بسکف را تهی مدار و بتنگ و کف آر بر
دو بلبلند ماده و نر بر کنار سروبر سرو ما ده لحن زند بر چنار بر
گوید یکی که سال نو آمد ز پار بهمی پار سال نو کند از مرغ پار بر
گوید که بار دیگر خرم بهشت شدباغبان بکس دو بسته مدار در
ای عاشق اندر آی و گل افشان بروی دستوندر هم آر با صنم میگسار سر
می خور بگرد باغ و گل و کامکار گیربی مور و مار نیست گل کامگار گر