گنج

شمارهٔ ۵ - بوی بنفشه

۱۲ بیت
یار مرا خط بنفشه زار برآمدبوی بنفشه ز خد یار برآمد
یار سر از شرم چون بنفشه فرو بردگرد گلش تا بنفشه زار برآمد
بر دلم از زلف بیقرارش یکچندعشق فرود آمد و قرار برآمد
با سر زلفش نگشته کار بیکسوخط چه بلا بود و بر چه کار برآمد
سبزه بعالم ز تو بهار برآیدبر لب او سبزه بی بهار برآمد
عارض آن بت فروغ نار همی داشتخط چو دود از فروغ نار برآمد
نار دلفروز او بدود بپوشدوز دل پرسوز من شرار برآمد
گفت که از دستبند عشق تو جستمکم خط آزادی از عذار برآمد
گفت که در پای دام جور تو ماندمگرنه یکی خط که صد هزار برآمد
زلف تو بسیار کرد جور بمن برخط تو از بهر اعتذار برآمد
کار من از عشق آن نگار بیاراستکان خط مرغول چون نگار برآمد
چون بجمال نگار خود نگریدممه بشمار ده و چهار برآمد