گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهتو۱۱ بیت
ای آفتاب هاله‌ای از روی ماه تومه بر لب افق لبه‌ای از کلاه تو
لرزنده چون کواکب گاه سپیده‌دمشمع شبی سیاهم و چشمم به راه تو
کی می‌رسی به پرچم خونین چون شفقخورشید و مه سری به سنان سپاه تو
ای دل فریب جادوی مهتاب شب مخورزلفش کشیده نقشه روز سیاه تو
آنکو لهیب آتش از رو نمی‌برداندیشه‌ای کند مگر از دود آه تو
گر اشکِ توبه‌ات به دواتِ مَلَک نریختبگذار پای من بنویسد گناه تو
شاها به خاک پای تو گل‌ها شکفته‌اندما هم یکی شکسته و مسکین گیاه تو
من روی دل به کعبه کوی تو داشتم کآمد ندای غیب که این است راه تو
یک نوک پا به چادر چوپانیم بیاکز دستچین لاله کنم تکیه‌گاه تو
آیینه سازمت همه چشمه‌سارهاوز چشم آهوان بنوازم نگاه تو
بعد از نوای خواجه شیراز شهریاردل بسته‌ام به ناله سیم سه‌گاه تو