غزل شمارهٔ ۱۱۲ - گلهٔ خاموش
کس نیست در این گوشه فراموشتر از منوز گوشهنشینان تو خاموشتر از من
هر کس به خیالیست همآغوش و کسی نیستای گل به خیال تو همآغوشتر از من
مینوشد از آن لعل شفقگون همه آفاقاما که در این میکده غمنوشتر از من؟
افتاده جهانی همه مدهوش تو، لیکنافتادهتر از من نه و مدهوشتر از من
بیماه رخ تو شب من هست سیهپوشاما شب من هم نه سیهپوشتر از من
گفتی «تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق»ای نادرهگفتار! کجا گوشتر از من؟
میخوابم و چشم از حسد مدعیام بازکو خرتر از این حاسد و خرگوشتر از من
بیژنتر از آنم که به چاهم کنی ای تُرک!خونم بفشان، کیست سیاووشتر از من؟
با لعل تو گفتم که «علاجم لب نوش است»بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من