گنج

شمارهٔ ۹

الهی آشنا کن ساقی بیگانه ما راکه از زهر نگاهی پر کند پیمانه ما را
دل از بی دردی آمد در فغان سودای عشقی کوکه در زنجیر خاموشی کشد دیوانه ما را
حدیث درد عشق ما به نام دیگران گوییدبه این تقریب شاید بشنود افسانه ما را