گنج

شمارهٔ ۱۰

من که گشتم خاک ره پروای افلاکم چرامن که کردم ترک سر از دردسر باکم چرا
رشک دل با دیده کم از اختلاط غیر نیستکس چه می داند که در بزم تو غمناکم چرا
انتظار باده را هم نشئه ای در جام هستگر نمی دانی مقیم سایه تاکم چرا