شمارهٔ ۸۵۱
خراب گشته ز ویرانه که می پرسیشکایت از دل دیوانه که می پرسی
ز شیخ و شاب نسبنامه که می جوییحدیث عاقل و دیوانه که می پرسی
اگر چراغ نباشد گلاب کی باشددگر ز بلبل و پروانه که می پرسی
دل درست نداری ز من چه می خواهیبه خواب رفته افسانه که می پرسی
چکد ز باده ورع وز صلاح بد مستینظام رونق میخانه که می پرسی
به جان خویش ندانم چه ماجرا داریز آشنایی بیگانه که می پرسی