گنج

شمارهٔ ۸۵۰

قافیه: لچهمیپرسی۴ بیت
ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسیسراغ آب گوهر از نم ساحل چه می‌پرسی
ز دور افتادگی ره می‌توان بردن به کوی اوغرض گمراهیت گر نیست از منزل چه می‌پرسی
ز مغز عقل داری پنبه غفلت به گوش دلخراش ناله زنجیر از عاقل چه می‌پرسی
همین آیینه تاب دیدن روی تو می‌آردحدیث خوبی خود از من بیدل چه می‌پرسی