شمارهٔ ۸۲۲
گر افسرده گر سرکش است آه منجگر گوشه آتش است آه من
ز سودای او در به در گشته استعزیز است و خواری کش است آه من
به دست جگر کرد صید اثرخدنگ اثر ترکش است آه من
کند با دلم شعله نسبت درستنسب نامه آتش است آه من
به یاد قدی می گدازم اسیرعجب نیست گر سرکش است آه من