گنج

شمارهٔ ۸۲۱

قافیه: ازاستخونمن۵ بیت
چون شعله آبروی نیاز است خون منچون بیخودی چکیده راز است خون من
از کشتن وجود و عدم صرفه می برنددشمن پرست دوست نواز است خون من
صیاد هرزه منت صیدم نمی کشدگلدسته بند چنگل باز است خون من
در بند یک ترانه گرفتم که جان دهممانند نغمه در رگ ساز است خون من
از سوختن چراغ دلم زنده شد اسیرچون خس بهار سوز و گداز است خون من