گنج

شمارهٔ ۸۱۹

قافیه: یستممن۵ بیت
مبین خوار اگر هست اگر نیستم مننظر کن که در آتش کیستم من
اگر ضامن یک جهان انتقاممکه خندید آیا که نگریستم من
همه حیرتم سر به سر انفعالمنه عاقل نه دیوانه ام چیستم من
مشو ای فلک هرزه بدنام قتلمهمین بس که دور از رخی زیستم من
اسیر اینقدر قابل گفتگو نیستمکش زحمت انگار کن نیستم من