شمارهٔ ۸۱۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اییمکن۵ بیت
دیده را روشن سواد سطر بینایی مکنعقل را دیوانه زنجیر دانایی مکن
پرتو فانوس دارد خلوت سوز درونعشق را بدنام کردی خو به تنهایی مکن
شمع را تا سرنوشت صبح روشن شد گداختدیده ای داری به کار خویش بینایی مکن
کاروان اولین سهو کتاب غفلت استعقل را بیهوده از تدبیر سودایی مکن
تخم نشتر در دل از افغان میفشان چون اسیرچاره درد محبت جز شکیبایی مکن