شمارهٔ ۸۱۲
زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکنتا سبحهای داری به کف تسخیر زناری مکن
تسبیح کار مذهبم زنار تار مشربمباطن پرست گلشنی در پرده اظهاری مکن
آه از تغافل دوستی داد از مروت دشمنیفهمیده دشنامی بده دانسته آزاری مکن
تا چند منع میکشان دامن ز جرم ما فشانزاهد به روی من نگر از توبه انکاری مکن