گنج

شمارهٔ ۸۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشما۹ بیت
گردیده خوان نعمت وجه معاش ماخجلت کشد زخود دل کاهل تلاش ما
الفت شراب تلخ و محبت بساط عیشباغ و بهار ما دل آیینه پاش ما
پیمانه در هوای گل و خار می زنیمعالم تمام میکده انتعاش ما
خون می خوریم و منت دریا نمی کشیماز پهلوی دل است چو ساغر معاش ما
آب وهوای ساختگی زهر قاتل استدر پرده بوی گل نشود راز فاش ما
با محرمان حیرت از این بیشتر مکاوما ناله ایم بیخودی ما خراش ما
شال از حریر شوخ تر و گل قماش ترجز شعله هیچ جامه ندارد قماش ما
سرباریی است در سر هر مو جدا جدادر خواب دیده تیر که را سرتراش ما
شرمنده دلیم که پر می کشد اسیرخفت ز دست همت مطلب تراش ما