شمارهٔ ۸
از بسکه غمت گداخت ما رانتوان از ما شناخت ما را
در ششدر داو رشک بودیمدل برد ز غیر و باخت ما را
شرمنده دل چرا نباشیمهر چند که سوخت، ساخت ما را
صد زخم جگر نواز بردیملعلش نمکین نواخت ما را
بی صرفه مهین شریک غم شددل کاش نمی شناخت ما را
بودیم اسیر بینواییعشق آمد و وانواخت ما را