شمارهٔ ۷
روشنگر چشم و دل ما کن شب ما راصیقل نزند تیره دلی مطلب ما را
دل شکر تو را از قلم شکوه نویسدباور نکند ساده دلی یا رب ما را
شاید که تو یکبار ندانسته بخوانیآیینه کند نقش نگین مطلب ما را
گفتند سویدای دل صبح امید استدیدند چو در سوختگی کوکب ما را
خاکستر پروانه سرشتند ز شبنمکردند بنا در دل ما مکتب ما را
مستی گل تقوی و ورع موج شراب استنشناخته تا مشرب ما مشرب ما را
از گلبن کثرت گل توحید بخنددگر آب کند نقش جبین مذهب ما را
دیوانه اسیر از ته دل شکر خدا کنافزود ز صدق تو جنون مذهب ما را