گنج

شمارهٔ ۷۹۰

قافیه: ازدیم۵ بیت
چون توکل هر کجا رفتیم استغنا زدیمهر چه را دیدیم همچون سیل پشت پا زدیم
دیده و دل بی تو داد اشک و آه ما ندادخویش را گاهی بر آتش گاه بر دریا زدیم
هر کجا رفتیم خضر راه ما غم بود غمگر دچار خوشدلی گشتیم بر تنها زدیم
درد سر می داد ما را بالش آسودگیخواب راحت چون شرر بر بستر خارا زدیم
بی نیازیم از تماشای گلستان چون اسیرتا گل عشرت به سر از پنبه مینا زدیم